یک وقتها زندگی بنای نشان دادن روی بیرحمترش رامیگذارد،
رنج غیرمادی به دلت چنگ میزند و درد مادی به جیبت.
پیرمرد پس از سالها خدمت راهی درمانگاه شد برای دستکم ده روز و من بیشتر از اینکه نگران هزینه سر پا شدنش باشم، دستم را زیر چانه میزنم و تصور متروی شلوغ و خفه لب و لوچهام را کج میکند.
خلاصه که درد همیشگیاست و الا بذکرالله تطمئن القلوب.
.
برچسب: نویسنده: رویا حسینی تاريخ: جمعه 21 بهمن 1401 ساعت: 0:12
وقتی رنگ از رخ تمنا در برابر انبوه استیصال جان میدهد،
زن
شکسته
خسته
مصلوب بر اشکی ابدی
زندگی را آه میکشد...
برچسب: نویسنده: رویا حسینی تاريخ: جمعه 21 بهمن 1401 ساعت: 0:12
برچسب: نویسنده: رویا حسینی تاريخ: جمعه 21 بهمن 1401 ساعت: 0:12
حدود ۵۰ سال با موهای جوگندمی بلند زیر شانه
زن جوانتر با موهای پسرانه زیر کلاه
راجع به حجاب اجباری صحبت میکردند.
موقع رفتن ایستادند کنار میزشان و همدیگر را گرم در آغوش گرفتند.
مرد صورت حساب را پرداخت کرد، از کافه بیرون رفتند،
هر کدام به سمتی و داستانشان شاید ادامه دارد در زمانی دیگر
وقتی زن موهایش بلند میشود...
برچسب: نویسنده: رویا حسینی تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 17:31